حسين قرچانلو
120
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
اين كتاب در دست نيست و نسخهء خطى استراسبورگ نيز كه فقط چهار نقشه دارد قسمتهايى پراكنده است ؛ بعلاوه ، يكى از اين نقشهها هدف نظرى داشته و به منظور نشان دادن خطوط ساحلها براى توضيح اصطلاحات دانشمندان ترسيم شده است ؛ مثلا نقشهء جزيرهء گوهر و كوههاى اطراف آن نمونهء جالبى از جغرافياى داستانى است يا نقشه نيل ، كه در آن روزگار مسير آن كاملا شناخته شده بود ، با مكتب قديم جغرافياى نجومى سازگار است ، به دليل آنكه حدود هفت اقليم بر آن نمايان مىباشد . آخرين نقشهء كتاب بسيار بااهميت است ؛ زيرا درياى مايوتيس ( آزوف كنونى ) را نشان مىدهد و بر خلاف نقشههاى سابق ، كه جنوب را در بالا نشان دادهاند ، شمال را در بالا قرار داده است . در كتاب خوارزمى از نقشهء جهان كه در نسخههاى « اطلس العالم » مكتب جغرافيايى عرب موجود بود ، اثرى نيست . تعيين خطوط طول و عرض به تحديد رسم چنين نقشهاى كمك مؤثر مىكند . تحقيقات فون مژيك فرض نلّينو را ، كه رسالهء خوارزمى بر بنياد نقشه استوار است ، تأييد مىكند ؛ اما به نظر او نقشه بر متن سريانى تكيه دارد . به نظر هونيگمان ، خوارزمى مىخواسته در اين كتاب تا حد امكان نقشهء مأمونى را با نقشه بطلميوس درهمآميزد ، ولى در اين كار موفق نشده است . « 1 » ثابت بن قرّه ( م . 288 ) كه جغرافياى بطلميوس را به زبان عربى ترجمه كرده ، نقشهاى از عالم به نام « صفة الارض » كشيده كه مفقود شده است . تمام نقشههاى مذكور براساس روش نقشهنگارى يونانى - اسلامى تهيه شدهاند ؛ ولى از چند نظر با نقشههاى بطلميوس تفاوت دارند : نخست آنكه از شيوهء تصوير مخروطى بطلميوسى پيروى نكردهاند و طول و عرض جغرافيايى را به صورت خطهاى مستقيمى كشيدهاند كه گويى بر سطحى مستوى قرار دارد . آنان شكل كروى زمين را در نظر نگرفتهاند . ابو ريحان بيرونى ( م . 442 ) ضمن انتقاد از مارينوس صورى براى برخى مفروضات در نقشه او از كرهء زمين و همچنين انتقاد از بتّانى ( م . 317 ) در مورد تعيين جهت قبله مىگويد : ايشان دايرههاى نصف النهار را در حكم خطهاى مستقيم دانستهاند ؛
--> ( 1 ) . تاريخ الادب الجغرافى العربى ؛ ص 111 و 112 .